ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 1 پست ] 
نويسنده پيغام
 موضوع پست: یادی از گذشته
پستارسال شده در: يکشنبه 1 شهریور 1394, 4:14 pm 
عضو سایت
عضو سایت
نماد کاربر
آفلاين
تاريخ عضويت:يکشنبه 11 دی 1390, 5:48 pm
پست ها :
100 پست
محل سکونت:
میلاجرد
تشکر کرده اید:
160 مرتبه
تشکر شده:
266 مرتبه در 50 پست ها

محل تولد: شهرمیلاجرد روستای حسین آباد


يادها را اگر يادي باشد


كبوتر ياد بازنمي گيرد  بي قرار


انديشه سري مي كوبد به ديوار


سر در پي پرواز


تا گذ شته هاي پرراز


رفتن تا رسيدن


رسيدن تا رفتن


كودكي هاي ياد


يادهاي كودكي


ياد باد يادها را


ماه مهرآن روزگاران


رفتن تا نشستن


نشستن تا آموختن


پيچ و خم كوچه هاي راه


ازپس هزارتوي زمان


كوچه ها مانده اند جاودان


آفتاب سپيده دمان چه جاودانه ميدرخشيد


نيم رمقش را چه سخاوتمندانه مي بخشيد


دستها از سوزسرما خشك و كرخ


سرانگشتان پا مورموركنان يخ يخ


گونه ها سرخ و بيني سرخ تر


گام ها كوچك ولي قدم ها تندتر


راه دراز و هزاران بهانه


آفتاب نزده مي شديم روانه


چه سخت بود


جدا شدن از كنار پدر(يادش بخير)


آتش بخاري ومنقل خاكستر


چاي دم كشيده


صداي گرمي كه مي گفت:


ورخيزسپيده دميده


پدر يادت بخير


يادت بخير پدر


خوردن ناشتايي با چشم خواب آلود


آه ... چه روزگار خوبي بود


تخم مرغ ومسكه و پي قليه ناب


نانش نان تنو ری ونان تاوه


چه شيرين بود زندگي ساده


كجا رفتند آن روزهاي شيرين


ياد باد آن روزگاران ديرين


پيش  از رفتن آفتاب .مشق ها را مي نوشتيم


تا كه آفتاب مي پريد پيش هم مي نشستيم


ياد باد آن روزگاران ياد باد


در راه دبستان


برگها كوچه ها را فرش مي كردند


با رنگ هاي زيبا راه را نقش مي كردند


زرد و نارنجي و قهوه اي ريخته


نقش هزار رنگ را به هم آميخته


نيمكت هاي چوبي ؛گچ و تخته سياه


درس و كتاب ؛ بازي هاي توي راه


آموزگاران خوب و درسهاي شيرين


ياد ياد باد آن روزگاران خوب ديرين


دبستان مانده با خويش متروك و زار


در و ديوارش همه گرفته بوي آوار


نمانده از ميزها جز نقشي در ياد


آن كلاس ها وآن هياهو را ياد باد


درختان سايه افكن آن دبستان


به پايان رسيده اند در داستان


جوي آبي كه مي خزيد اندر ميان


رفته از چشم ؛ با درخت هم داستان


تخته سياه در گذر روزگارگشت سپيد


نه در و ديوارش ماند و نه جوي و بيد


ماه مهر باز هيمه بر آتش داغ مي نهد


به هواي مدرسه وآن كوچه باغ مي كشد


هنوز هم امتداد راه پر از ياد است


سينه ازيادهاي راه پر ز فرياد است


تركه آموزگاررا قدر ندانستيم افسوس


به پاي دود چراغ ننشستيم افسوس


ره توشه نگرفتيم ز مهر پدر و جور استاد


افسوس كه روزگاردگر مجال نخواهد داد


 مي گذرم از ميان كوچه ها اندوهگين


مي كشم بر دوش خويش باري سنگين


جدا شدن از كنار پدر(يادش بخير)


آتش بخاري ومنقل خاكستر


چاي دم كشيده


صداي گرمي كه مي گفت:


ورخيزسپيده دميده


پدر يادت بخير


كه هنوز هم:


ازپس هزارتوي زمان


كوچه ها مانده اند جاودان




_________________
عشق آدم را داغ می کند و دوست داشتن آدم را پخته می کند
هر داغی یک روز سرد می شود ، ولی هیچ پخته ای دیگر خام نمی شود . . .


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم ranjbar به خاطر این پست تشکر کرده اند
atabaki (دوشنبه 2 شهریور 1394, 5:21 am), maleki (سه شنبه 3 شهریور 1394, 4:38 am), h.karami (سه شنبه 3 شهریور 1394, 10:11 pm), rohoolah karami (شنبه 7 شهریور 1394, 9:02 am)
نمايش پست ها از پيشين:  مرتب سازي بر اساس  
ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 1 پست ] 


چه کسي حاضر است ؟

كاربران آنلاين: google [bot]


شما نمي توانيد مبحث جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد

جستجو براي:
انتقال به:  
cron
News News Site map Site map SitemapIndex SitemapIndex RSS Feed RSS Feed Channel list Channel list
MilajerdSoftwareGroup Powered by: M.S.G | base on: phpbb 3.0.12 | Persian translator: Maghsad
phpBB SEO