ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 7 پست ] 
نويسنده پيغام
 موضوع پست: آداب درو کردن گندم در میلاجرد قدیم
پستارسال شده در: سه شنبه 20 آبان 1393, 9:04 am 
عضو جدید
عضو  جدید
نماد کاربر
آفلاين
تاريخ عضويت:يکشنبه 20 مرداد 1392, 2:29 pm
پست ها :
58 پست
محل سکونت:
اراک
تشکر کرده اید:
101 مرتبه
تشکر شده:
312 مرتبه در 59 پست ها

محل تولد: میلاجرد

در گذشته با توجه به گستردگی کشت گندم روش جالبی توام با نظم و انظباط در موقع درو و جمع آوری و خرمن کردن گندم وجود داشت که تمام این کارها دستی و سنتی انجام می شد و با داس درو می کردند تمام کشاورزان که شش دانگ نامیده می شد و هر دانگی از 24 نفر تشکیل شده بود بوسیله قرعه 24 نفر از کل ششدانگ انتخاب می شدند از هر ششدانگ یک نفر(در اصطلاح محلی به آنها قیدچه می گفتند) و سر رشته کار را به دست می گرفتند در فصل درو متولیان نظم ، از اذان صبح در نزدیکی گندم زار حاضر می شدند و با چوبهای چند متری بلند که "پایا" نامیده می شد جلوی مردم را تا در آمدن آفتاب نگه می داشتند به محض طلوع آفتاب با گفتن عبارت " بر عمر خطاب لعنت " مردم را که جمعیت انبوهی بودند آزاد می گذاشتند و جمعیت یک مرتبه از جا کنده و به طرف گندمزار خود حمله می کردند که دیگر لشکر مغول هم قادر نبود جلوی اینها را بگیرد و هر دانگی با شناسهایی که داشتند کشتزار خود را پیدا می کردند و به سرعت به درو مشغول می شدند معمولاً در دست راست داس و در دست چپ "چیلکانا" که وسیله ای از جنس چوب بود که به چیدن دسته های بزرگ کمک می کرد و همچنین از نوک انگشتان محافظت می کرد . تا نزدیک ظهر درو ادامه داشت تا که سر و کله متولیان پیدا می شد و با صدای بلند فریاد می زدند که خدا قوت ، دست بکشید و همه داسها را زمین گذاشته و اطاعت می کردند و گندمهای چیده شده را بوسیله "کتیل" و "سار" می بستند و به طرف خرمنجه می بردند .


alt


معمولاً یک ماه درو به طول می انجامید و روز آخر که "برد" یا "بور" نام داشت هر کشاورزی از روستاهای اطراف کمکی دعوت می کرد و متولیان نیز از سر شب به صحرا رفته و منتظر آمدن کشاورزان می شدند که مبادا کسی شبانه گندم خود را بچیند . روز "برد" زودتر از همیشه  از اذان صبح با عبارت بر عمر خطاب لعنت از جا کنده و و به سوی گندمزار حمله می کردند و تا طلوع آفتاب نیز هر کس باید گندم خود را درو کرده باشد والا " برد" به او می افتاد که عقب مانده باشد که تا یکسال باعث سرافکندگی آن کشاورز می شد .{ چون مردم بر نحض بودن گندم چیده نشده عقیده داشتند همه با هم حمله کرده و گندمهای باقی مانده و چیده نشده را لگد مال می کردند و از بین می بردند}.


بعد نوبت کوبیدن خرمن می شد با یک جفت گاو نر و چان کش به صورت دایره ای کلش ها را می کوبیدند .چان از دو گِلدِر و دندانه های چوبی تشکیل شده بود روی آن می نشستند و گاوها را میراندند و بعدها چان آهنی ابداع شد و سریعتر خرمن را می کوبید و نهایتاً یکماه خرمن ها را می کوبیدند و به وسیله بادهای موسمی گندم را از کاه جدا می کردند وقتی گندم دج می شد .



میلاجرد


alt


نایب ازطرف ارباب گندمها را مهر می کرد که کسی نتواند گندمها را قبل از برداشتن سهم ارباب ببرد.مهر از یک تخته چوبی تقریباً پنجاه سانت طول و بیست سانت عرض تشکیل شده بود که نام مالک در آن درج شده بود {سرلشکر مجید فیروز فرمانروا}و از همه طرف گندم را که به صورت دپو بود مهر می کردند و نوشته مهر برجسته روی گندم خوانده می شد و همه کشاورزان شبها را کشیک می دادند مبادا که مهر به هر دلیلی به هم بخورد و مورد مواخذه قرار گیرند. بعضی ها داخل کاه می خوابیدند و صبح که روشن می شد همه کشیکچیان به طرف روستا حرکت می کردند . جالب است یکی از کشاورزان مهر را جعل می کند شبیه مهر اصلی با توجه به اینکه علاوه بر نوشته شکل شکل اسب و کره اش در گوشه مهر کنده شده بود و کره پشت سر مادرش بود ولی در مهر قلابی کره جلوتر از مادر کنده شده بود این کشاورز مهر گندم را شکسته و مقداری گندم می برد و با مهر جعلی دوباره گندم را مهر می کند و وقتی که نماینده نایب به دجهای گندم سرکشی می کرد دید که دج سالم است و کره به جای اینکه پشت سر مادر باشد جلوی مادر حرکت می کند متوجه جعل مهر می شود و پاکار را فرستاده و صاحب خرمن را میآورند و می پرسند که چرا خرمن اینطوری مهر شده ، طرف خودش را به بی اطلاعی می زند و می گوید که مهر که به هم نخورده وقتی می گویند کره جلوتر از مادرش حرکت می کند می گوید که خوب کره چریده و بزرگ شده و جلوی مادرش حرکت می کند در نتیجه آن شخص را به چارطاق نایب برده شلاق زده و جریمه نقدی می کنند.


 



بعد نوبت برداشت گندم می شد گندم آبی را سه قسمت و گندم دیم را پنج قسمت تقسیم می کردند و از هر کدام یک سهم ارباب می برد که صدها تن گندم می شد طوری که یکماه کامیونها گندمهای ارباب را به اراک منتقل می کردند و کشاورزان هم سهم خودشان را معمولاً با "جوال" به خانه می بردند .



بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم jeloli به خاطر این پست تشکر کرده اند
atabaki (سه شنبه 20 آبان 1393, 9:31 am), maleki (سه شنبه 20 آبان 1393, 7:56 pm), milajerd.nikookary (چهارشنبه 21 آبان 1393, 4:15 am), mohammadi (چهارشنبه 21 آبان 1393, 5:01 am), jalali (چهارشنبه 21 آبان 1393, 6:04 am), akbarabadi (چهارشنبه 21 آبان 1393, 7:16 am), aliazizi (دوشنبه 26 آبان 1393, 2:34 pm), پایگاه حضرت ابوالفضل (سه شنبه 25 آذر 1393, 4:16 pm), sahar baran (سه شنبه 2 دی 1393, 3:47 pm), atinegar (دوشنبه 18 اسفند 1393, 12:44 pm)
 موضوع پست: Re: آداب درو کردن گندم در میلاجرد قدیم
پستارسال شده در: سه شنبه 20 آبان 1393, 9:31 am 
مدیر کل تالار
مدیر کل تالار
نماد کاربر
آفلاين
تاريخ عضويت:چهارشنبه 1 دی 1389, 10:09 am
پست ها :
4544 پست
محل سکونت:
تهران
تشکر کرده اید:
11622 مرتبه
تشکر شده:
13046 مرتبه در 2743 پست ها

محل تولد: میلاجرد

اصطلاحات مربوط به شش دانگلوک و کشاورزی قدیم :


بورّا گِدمَک : آخرین روز گندم چینی که باید تا آن روز همه گندمهایشان را می چیدند و می گفتند اگه گندم کسی بماند نحصه و اگر می ماند مردم می ریختند و آن از بین می بردند


اُجار: وسیله ای برای شخم زدن، دارای دسته ی بلند و خیش آهنی که با یوغ به دو گاو بسته می شد و با هدایت یک نفر به کار گرفته می شد.و به خاطر اینکه سنگین بوده و نمی شده هر شب آن را به روستا برد آن را در محلی خاک می کردند .


قَید چِلَر: گندم چینی مراسمات خاصی داشته یکی از آن مراسمات و رسمها این بوده که همه باید سر ساعت خاصی و با همدیگر به سمت گندمزار حرکت کنند و افرادی به نام قَیدچه بوده که مسئول نظارت بر این موضوع بوده و به کسی اجازه نمی داده که زودتر حرکت کنند .


آرخ آتماک : یک انشعابی از رودخانه بزرگ قره چای مخصوص میلاجرد هست که تقریباً از نزدیکی های خنداب از رودخانه جدا شده و به سمت میلاجرد می آید . در زمان قدیم که از بیل مکانیکی و ابزارهای پیشرفته امروزی خبری نبوده مردم جمع می شدند و به سمت بند محل جدا شدن انشعاب میلاجرد می رفتند و از آنجا شروع به لاروبی رودخانه با بیل می کردند هر کسی یه قسمتی را در دست می گرفت و شروع به لاروبی می کرد چون این کار، کارِ سخت و زمانبری بوده و چندین روز طول می کشیده مردم روستاهای اطراف به خصوص دیز آباد موقع شب هر کسی به اندازه ظرفیت منزل خود مردم میلاجرد را به خانه هایشان دعوت میکردند و از آنها پذیرایی می کردند که هنوز هم قدیمیها مهمان نوازی مردم دیز آباد و روستاهای اطراف نهر میلاجرد را مثال می زنند.


بَندَ گِدمَک :بند همان محل انشعاب رودخانه میلاجرد و چند انشعاب برای روستاهای دیگر از قره چای را می گفتند که در نزدیکی روستای گوشیروان قرار دارد الان هم یه سد خاکی در آنجا زده اند.


مَقسَم چه :از طرف مردم یه نگهبان در بند می گذاشتند که کسی سهمیه آب روستای خود را زیاد نکند.


پاکار:شخصی بوده مانند پادوکه خبر رسان روستا بوده مواقعی که ماموران به روستا می آمدند یا از همان لالروبی رودخانه خبر می آورده.


نایب چارتاقه : یه ساختمان دو طبقه بوده که در نزدیکی خرمنجه (محل جمع آوری خرمن های گندم )بنا شده بود و شخصی یا اشخاصی که به آنها نایب می گفتند نگهبانی خرمن های مردم می دادند که از طرف ارباب تایین می شدند و در آخر هم یه سهمی از مردم می گرفتند.


کَتِل : سازه ای چوبی دارای دو طرف متحرک برای انتقال ساقه های گندم و جو و چوب، یونچه و... به مقصد (خانه یا خرمن) که به صورت قرینه و خورجین بعد از بستن بار، روی مرکب(الاغ) قرار می گرفت.


چل کانا : وسیله ای چوبی که موقع گندم چیدن به پنجه دست می پوشیدند و باعث می شد که گندم زیادی در یک مرحله با داس چیده شود .


ارباب حَقه : مردم تا برداشت محصول گندم از مغازه ها نسیه می برند و چوپانها و حمام دارها هم موقع برداشت سهمشان را از کشاورز می گرفتند در این بین ارباب هم حق خودش را بر می داشت .موقعی که گندم از کاه جدا می شد آدمهای ارباب به آن مهر می زدند تا ارباب خودش بیاید و سهمش را بردارد و قبل از آن کسی اجازه بردن گندم به خانه را نداشت .


خرمن کوبیدن : در گذشته مردم سختیهای زیادی را در برداشت محصول متحمل میشدند . پس از درو و خرمن کردن با الاغ یا گاوهای نر قوی معروف  به صیغیر با خرمنکوبی با نام چان (ترکیبی از چوب با تیغه های فلزی) روزها و هفته ها بر روی خرمن و خوشه ها حرکت میکردند تا دانه از خوشه ها جدا و تبدیل به کاه شود. این گاوها که قبل از شروع به کار نعل میشدند و چانها توسط نجاران مخصوص در حین کار ترمیم میشد. اين وسيله توسط فردي كه روي خرمنكوب مي نشست و مثل درشكه چي حيوان را هدايت ميكرد . البته اين كار با فعاليت دستي كارگراني به وسيله ي یواشن(چهار دنده)تكميل ميشد .بعد از کوبیدن خرمن و مطمئن شدن از اینکه دانه ها از خوشه جدا شده و ساقه ها نیز خرد شده نوبت به جدا کردن دانه ها از کاه و کلش میشده که این کار نیز بعد از جمع کردن خرمن کوبیده شده و باد دادن آن توسط کشاورز با ابزار خاصی نظیر یواشن (چوبی) در ایامی که باد ملائمی میوزیده با کمک اشخاصی نظیر بوجار که در این کار حرفه ای بوده و دارای وسایل خاص نظیر غربال ،   غربیل (کوچکتر از غربال) انجام میشد.


بارا بوقدا : گندمی که به جای پاییز در فصل بهار کاشته می شد .


آرا چَمَن و محمود آرخه : منطقه ای نزدیکی حسین آباد شکرایی


بویوک آرخ : انشعابی از رودخانه قره چای که به باغهای میلاجرد می آمده


حمام آرخه : رودی که از وسط باغها به طرف خرمنجه می رفته


سقیر گوداره : یک منطقه ای در رودخانه که عمق کمی داشته و عرضش زیاد بوده و مردم به خاطر عمق کم از اینجا به آن طرف رودخانه می رفتند و چوپانها هم گوسفندان را برای آب خوردن به آنجا می بردند.


_________________


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم atabaki به خاطر این پست تشکر کرده اند
maleki (سه شنبه 20 آبان 1393, 7:56 pm), milajerd.nikookary (چهارشنبه 21 آبان 1393, 4:16 am), jalali (چهارشنبه 21 آبان 1393, 6:04 am), akbarabadi (چهارشنبه 21 آبان 1393, 7:16 am), aliazizi (دوشنبه 26 آبان 1393, 2:35 pm), پایگاه حضرت ابوالفضل (سه شنبه 25 آذر 1393, 4:16 pm), sahar baran (سه شنبه 2 دی 1393, 3:44 pm), atinegar (دوشنبه 18 اسفند 1393, 12:44 pm)
 موضوع پست: Re: آداب درو کردن گندم در میلاجرد قدیم
پستارسال شده در: چهارشنبه 21 آبان 1393, 5:18 am 
مدیر فنی
مدیر فنی
نماد کاربر
آفلاين
تاريخ عضويت:دوشنبه 29 آذر 1389, 5:57 pm
پست ها :
3390 پست
محل سکونت:
ایران
تشکر کرده اید:
10743 مرتبه
تشکر شده:
9342 مرتبه در 2099 پست ها

محل تولد: میلاجرد

از دوستان آقای جلولی و اتابکی عزیز کمال تشکر و قدردانی را دارم.


این عکسها یه خاطره برای من زنده کرد:


اون موقع من بچه بودم بهمراه عمو و پدرم که برای برداشت گندم  به خرمنجه رفته بودم چون خیلی کوچک بودم کنار خرمن یه چیزی شبیه به غار درست کردند تا سایه باشه و من اونجا بودم تا هم از وسایل و هم از خرمن خودمان مراقبت کنم . تا اینکه هوا خیلی گرم بود و کم کم حوصله من سر رفت و شروع کردم به شیطونی! به ذهن رسید که یه کم گندم برای خودم درست کنم که بچه های امروزی به آن گندمک می گویند .


بله دیگه بقیشه خودتون حدس بزنید. تا کبریت کشیدم خرمن آتش گرفت و زحمات یک سال پدر را بخاطر گندمک به آتش کشیدم . الان هر موقع تو مغازه ها گندمک می بینم یاد این خاطره بد خودم می افتم و البته الان دیگه برای من خیلی شیرین و خنده دار  شده است.


آن سالها در حدود 5000 تومان ضرر کشیدم . الان  با 5000 تومان فقط دو تا گندمک  کوچیک  میشه خرید  ولی اون موقع من با 5000 تومان یه خرمن خیلی بزرگ را تبدیل به گندمک کرده بودم!!!


_________________
همه با هم برای پیشرفت و آبادنی شهرمون میلاجرد تلاش کنیم


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم mohammadi به خاطر این پست تشکر کرده اند
atabaki (چهارشنبه 21 آبان 1393, 6:02 am), jalali (چهارشنبه 21 آبان 1393, 6:04 am), akbarabadi (چهارشنبه 21 آبان 1393, 7:16 am), milajerd.nikookary (چهارشنبه 21 آبان 1393, 7:37 am), maleki (چهارشنبه 21 آبان 1393, 3:31 pm), aliazizi (دوشنبه 26 آبان 1393, 2:35 pm), پایگاه حضرت ابوالفضل (سه شنبه 25 آذر 1393, 4:28 pm), sahar baran (سه شنبه 2 دی 1393, 3:44 pm), atinegar (دوشنبه 18 اسفند 1393, 12:44 pm)
 موضوع پست: Re: آداب درو کردن گندم در میلاجرد قدیم
پستارسال شده در: چهارشنبه 21 آبان 1393, 6:07 am 
مدیر مالی سایت
مدیر مالی سایت
نماد کاربر
آفلاين
تاريخ عضويت:شنبه 22 تیر 1392, 9:11 am
پست ها :
684 پست
محل سکونت:
تهران
تشکر کرده اید:
1569 مرتبه
تشکر شده:
3391 مرتبه در 691 پست ها

محل تولد: میلاجرد

با تشکر از آقای محمد جلولی عزیز بابت چاپ این مطالب با ارزش و گرانبها که اگر این قبیل حرکات انجام نشود و این مراسمات جایی ثبت نشوند تا چند سال دیگر رو به فراموشی خواهند رفت.


_________________

ديروز دنبال گمنامي بوديم و امروز مواظبيم ناممان گم نشود...
آنجا(جبهه)بوي ايمان ميداد و اين جا ايمانمان بو مي دهد..
الهي : نصيرمان باش، تا بصير گرديم .
بصيرمان كن تا از مسير برنگرديم و آزادمان كن تا اسير نگرديم.
سردارشهيد شوشتري


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم jalali به خاطر این پست تشکر کرده اند
atabaki (چهارشنبه 21 آبان 1393, 6:17 am), akbarabadi (چهارشنبه 21 آبان 1393, 7:16 am), milajerd.nikookary (چهارشنبه 21 آبان 1393, 7:37 am), maleki (چهارشنبه 21 آبان 1393, 3:31 pm), aliazizi (دوشنبه 26 آبان 1393, 2:37 pm), پایگاه حضرت ابوالفضل (سه شنبه 25 آذر 1393, 4:17 pm), mohammadi (سه شنبه 25 آذر 1393, 5:26 pm), atinegar (دوشنبه 18 اسفند 1393, 12:44 pm)
 موضوع پست: Re: آداب درو کردن گندم در میلاجرد قدیم
پستارسال شده در: سه شنبه 25 آذر 1393, 1:56 pm 
ثبت نام کرده
ثبت نام کرده
آفلاين
تاريخ عضويت:چهارشنبه 12 آذر 1393, 4:03 pm
پست ها :
41 پست
محل سکونت:
تهران
تشکر کرده اید:
1566 مرتبه
تشکر شده:
170 مرتبه در 43 پست ها

محل تولد: ميلاجرد

باسلام


تشكرازمطالب ارزنده شما



بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم YOUSEF.ASHOURI به خاطر این پست تشکر کرده اند
پایگاه حضرت ابوالفضل (سه شنبه 25 آذر 1393, 4:17 pm), mohammadi (سه شنبه 25 آذر 1393, 5:26 pm), atabaki (چهارشنبه 26 آذر 1393, 5:07 am), aliazizi (پنج شنبه 27 آذر 1393, 7:13 am), atinegar (دوشنبه 18 اسفند 1393, 12:44 pm), akbarabadi (دوشنبه 18 اسفند 1393, 1:06 pm), jalali (سه شنبه 19 اسفند 1393, 4:24 am)
 موضوع پست: Re: آداب درو کردن گندم در میلاجرد قدیم
پستارسال شده در: دوشنبه 18 اسفند 1393, 11:25 am 
عضو سایت
عضو سایت
نماد کاربر
آفلاين
تاريخ عضويت:سه شنبه 27 آبان 1393, 3:50 am
پست ها :
116 پست
محل سکونت:
میلاجرد
تشکر کرده اید:
998 مرتبه
تشکر شده:
627 مرتبه در 120 پست ها

محل تولد: میلاجرد

انسان ها با خاطراتشان زنده هستند.


 


خیلی جالب بود.


 


ولی این زمونه خیلی راحت شده.


یه زمونی میشینیم و به همین روزها فکر میکنیم . و به قول



_________________
کسی که تو را دوست دارد، از تو انتقاد می کند و کسی که با تو دشمنی دارد، از تو تعریف و تمجید می کند.امام حسین (ع)
http://p1abolfazlmilajerd.blogfa.com


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم پایگاه حضرت ابوالفضل به خاطر این پست تشکر کرده اند
mohammadi (سه شنبه 25 آذر 1393, 5:26 pm), atabaki (چهارشنبه 26 آذر 1393, 5:07 am), aliazizi (پنج شنبه 27 آذر 1393, 7:13 am), atinegar (دوشنبه 18 اسفند 1393, 12:44 pm), akbarabadi (دوشنبه 18 اسفند 1393, 1:06 pm), jalali (سه شنبه 19 اسفند 1393, 4:24 am)
 موضوع پست: Re: آداب درو کردن گندم در میلاجرد قدیم
پستارسال شده در: چهارشنبه 30 دی 1394, 8:53 am 
عضو مهمان
عضو مهمان
نماد کاربر
آفلاين
تاريخ عضويت:چهارشنبه 30 دی 1394, 8:52 am
پست ها :
2 پست
تشکر کرده اید:
0 مرتبه
تشکر شده:
5 مرتبه در 2 پست ها

محل تولد: تهران

ممنونم تشکر از سایت خوبتون



بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم mahsa-alp به خاطر این پست تشکر کرده اند
atabaki (شنبه 3 بهمن 1394, 12:53 pm)
نمايش پست ها از پيشين:  مرتب سازي بر اساس  
ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 7 پست ] 


مباحث مرتبط
 مباحث   نويسنده   پاسخ ها   بازديدها   آخرين پست 
موضوع ناخوانده دیگری در این انجمن موجود نیست. شیر آب در کوچه های میلاجرد قدیم

atabaki

7

651

چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392, 3:28 am

atabaki نمایش آخرین ارسال

موضوع ناخوانده دیگری در این انجمن موجود نیست. جوانان قدیم میلاجرد

atabaki

1

297

شنبه 2 اسفند 1393, 11:12 am

atabaki نمایش آخرین ارسال

موضوع ناخوانده دیگری در این انجمن موجود نیست. عکس کوچه ها و خانه های قدیم میلاجرد

atabaki

6

924

سه شنبه 12 آبان 1394, 2:00 pm

مرتضى غرىبى نمایش آخرین ارسال

موضوع ناخوانده دیگری در این انجمن موجود نیست. عکس شخم زدن زمین توسط چهارپایان در میلاجرد قدیم

atabaki

0

402

يکشنبه 10 شهریور 1392, 7:11 am

atabaki نمایش آخرین ارسال

موضوع ناخوانده دیگری در این انجمن موجود نیست. نمونه سکه قدیمی رایج در میلاجرد قدیم

atabaki

0

345

سه شنبه 29 مرداد 1392, 12:19 pm

atabaki نمایش آخرین ارسال

 


چه کسي حاضر است ؟

كاربران آنلاين: بدون كاربران آنلاين


شما نمي توانيد مبحث جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد

جستجو براي:
انتقال به:  
News News Site map Site map SitemapIndex SitemapIndex RSS Feed RSS Feed Channel list Channel list
MilajerdSoftwareGroup Powered by: M.S.G | base on: phpbb 3.0.12 | Persian translator: Maghsad
phpBB SEO