درحال مشاهده مشخصات tina22 

اطلاعات حضور

اطلاعات کاربر

tina22
عضو سایت
عضو سایت
نماد کاربر
آفلاين
تاريخ عضويت: يکشنبه 20 اسفند 1391, 11:56 am
آخرين بازديد: يکشنبه 7 اردیبهشت 1393, 8:39 pm
تعداد پست ها: 141
[0.76% از همه پستها / میانگین ارسال در روز : 0.07]
جستجو در پست هاي کاربر
بيشترين انجمن کاري: انجمن ابراز احساسات و همدردی
[ 8 پست / 5.67% از پست هاي کاربران ]
بيشترين تاپيک کاري: سخنان بیاد ماندنی از زنده یاد استاد دکتر علی شریعتی
[ 7 پست / 4.96% از پست هاي کاربران ]
تعداد بازدید از نمایه کاربری: 102
آخرین مشاهده کنندگان:
h.karami
h.karami
roz asheri
roz as...
vahid
vahid
nigouel
nigouel
hadi.m
hadi.m

ارتباط با

مشخصات

آدرس ايميل: E-mail
پیام خصوصی: ارسال پيغام خصوصي
MSNM/WLM:
YIM:
AIM:
ICQ:
Jabber:
گروه کاربري:
محل سکونت: تهران
سن: 27
شغل:
علايق: شعرو ادب-جملان کوتاه و عاشقانه
وب سايت:
محل تولد: تهران

امضا

میان ماندن و رفتن درنگ بیهوده است شتاب باید کرد!

21 پیامک  •  صفحه 1 از 21, 2
پیام نمای پروفایل
vahid
  ارسال شده در: سه شنبه 23 اردیبهشت 1393, 7:44 pm  
نماد کاربر
کیستم من؟
زاده ی یک شام لذت بخش
ناشناسی پیش میراند مرا
روزگاری پیکری بر پیکری پیچید
من به دنیا امدم
من به دنیا امدم بی انکه خود خواهم

nigouel
  ارسال شده در: يکشنبه 31 فروردین 1393, 9:32 am  
نماد کاربر
سلام تینا جون خوبی دیگه بهم سر نمیزنی دلم واست تنگیده گلکم روز مادر مبارک بوس

noshin
  ارسال شده در: سه شنبه 3 دی 1392, 7:58 am  
سلام خوبی ابجی جون دلم برات تنگ شده ؟

zolfeghar
  ارسال شده در: چهارشنبه 19 تیر 1392, 1:17 pm  
جواب سوالم ساده جواب بده آيا دست هاي نازك مراميگيري؟

zolfeghar
  ارسال شده در: پنج شنبه 23 خرداد 1392, 6:00 pm  
سلام شنبه قشنگ ترین روز هفته است روزی که سلام کردم ،ای شیرین تر از انگورهای باغ عشق گیسوانت را رها کن تا ستارگان دمادم از آن فرو ریزد وخواب های هر شب مرا روشن تر کند گفته بودم دوباره بهار می آید ومازیرباران پیراهن غصه هایمان را خواهیم شست
آیا دست های نازک مرا میگیری؟؟؟؟؟؟؟

tina22
  ارسال شده در: يکشنبه 20 اسفند 1391, 7:17 pm  
نماد کاربر
غزل دلتنگی
هر چند که دلتنگ تر از تنگ بلورم
با کوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم
اندوه من انبوه تر از دامن الوند
بشکوه تر از کوه دماوند غرورم
یک عمر پریشانی دل بسته به مویی است
تنها سر مویی ز سر موی تو دورم
ای عشق به شوق تو گذر می کنم از خویش
تو قاف قرار من و من عین عبورم
بگذار به بالای بلند تو ببالم
کز تیره ی نیلوفرم و تشنه ی نورم

tina22
  ارسال شده در: يکشنبه 20 اسفند 1391, 7:17 pm  
نماد کاربر
روز مبادا!
وقتی تو نیستی
نه هست های ما
چونانکه بایدند
نه بایدها...
مثل همیشه آخر حرفم
وحرف آخرم را
با بغض می خورم
عمری است
لبخندهای لاغر خود را
دردل ذخیره می کنم:
باشد برای روز مبادا!
اما
در صفحه های تقویم
روزی به نام روز مبادا نیست
آن روز هرچه باشد
روزی شبیه دیروز
روزی شبیه فردا
روزی درستمثل همین روزهای ماست
اما کسی چه می داند؟
شاید
امروزنیز روزمبادا
باشد!
وقتی تونیستی
نه هست های ما
چوانکه بایدند
نه بایدها...
هرروز بی تو
روز مباداست!

tina22
  ارسال شده در: يکشنبه 20 اسفند 1391, 7:06 pm  
نماد کاربر
اگر دل دلیل است
سراپا اگر زرد و پژمرده ایم
ولى دل به پائیز نسپرده ایم
چو گلدان خالى لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم
اگر داغ دل بود، ما دیده ایم
اگر خون دل بود، ما خورده ایم
اگر دل دلیل است، آورده ایم
اگر داغ شرط است، ما برده ایم
اگر دشنه دشمنان، گردنیم
اگر خنجر دوستان، گرده ایم
گواهى بخواهید، اینک گواه
همین زخم هایى که نشمرده ایم!
دلى سر بلند و سرى سر به زیر
از این دست عمرى به سر برده ایم

tina22
  ارسال شده در: يکشنبه 20 اسفند 1391, 7:02 pm  
نماد کاربر
نان ماشینی
آسمان تعطیل است
بادها بیکارند
ابرها خشک و خسیس
هق هق گریه ی خود را خوردند
من دلم می خواهد
دستمالی خیس
روی پیشانی تب دار بیابان بکشم
دستمالم را اما افسوس
نان ماشینی
در تصرف دارد
......
......
......
آبروی ده ما را بردند!
گتوند-تابستان57

tina22
  ارسال شده در: يکشنبه 20 اسفند 1391, 2:06 pm  
نماد کاربر
گاهی دلت میخواهد یک گوشه دنج پیدا کنی
Sometimes you'll want to find a cozy corner
و بنشینی و چشمانت را ببندی
And sit and close your eyes
و لحظه ای هرچند کوتاه به هیچ چیز فکر نکنی
And do not think for a moment, however brief, to do nothing
گاهی دلت میخواهد آرام آرام باشی
Sometimes you're going down
بدون فکر،بدون چشم،بدون گوش
No thought, no eyes, no ears
چقدر این آرامش زیباست...
How nice relaxing ...
چقدر آرامش زیباست

tina22
  ارسال شده در: يکشنبه 20 اسفند 1391, 2:03 pm  
نماد کاربر
سایه عشق

آمد و شوری به دل پا کرد و رفت
مهر خود را در دلم جا کرد و رفت

آمد و طوفان نوح برپا نمود
جان بی جان مرا از کف ربود


آمد و رسوای شهرم کرد و رفت
آمد و بی آبرویم کرد و رفت

رفت و این وابستگی ها را ندید
آن همه دیوانگی ها را ندید

رفت و تنهایی من را تازه کرد
نامه هایم را نخوانده پاره کرد

رفت و دیگر پرسش از حالم نکرد
پرسش از حال و دل زارم نکرد

رفت و باور کردم او یک سایه بود
آن خیال عاشقی افسانه بود

tina22
  ارسال شده در: يکشنبه 20 اسفند 1391, 2:00 pm  
نماد کاربر
باغ رویا
شبی تنها
میان خواب و بیداری،
از باغ رویاها گذر کردم
تمام راه در اندیشه ام آمد خیال تو و
دست من برای چیدنت کوتاه می آمد
کنار برکه ای رفتم که عکس ماه را ببینم که از او من بپرسم یک نشان از تو
ولی در ماه هم نقش تو را دیدم که می خندید با چشمان حیرانم
تمام راه در اندیشه ام آمد خیال تو
و دانستم تمام راه را در اشتباه بودم
تو در قاب دلم آرام خوابیدی و من دنبال تو آواره می گشتم.
تو را من عاشقانه دوستت دارم.
بخواب آرام، ای آرام جان من

tina22
  ارسال شده در: يکشنبه 20 اسفند 1391, 1:59 pm  
نماد کاربر
میترسم


تمام روزهای بی تو را به این امید گذراندم که فاصله را بردارم و به تو نزدیکتر شوم اما حالا...
حالا که نزدیک توام،خیلی نزدیک
و به اندازه ی یک نفس میانمان فاصله است
میترسم....
میترسم خواب باشد و تعبیرش تکرار دوری ات .

tina22
  ارسال شده در: يکشنبه 20 اسفند 1391, 12:59 pm  
نماد کاربر
خیانت

من اینجا تنها، تنهای تنها
تنهایی خویش را بغل می گیرم
دیوارهای خیانت بلندند،دستم به آن طرف که تو هستی نمی رسد
تنها مونس من در این سمت دیوار در این شبهای وفاداری،تنهایی است
اما تو،
در آنسوی دیوارها برای که یادگاری می نویسی؟

tina22
  ارسال شده در: يکشنبه 20 اسفند 1391, 12:58 pm  
نماد کاربر
دلم تنگ است...

دلم تنگ است
و میدانم
که چشم خسته ام دیگر نمی بیند وصالت را
ولی از فرط تنهایی به خاکی تشنه دل بستم که دارد در دلش دیدار باران را

tina22
  ارسال شده در: يکشنبه 20 اسفند 1391, 12:57 pm  
نماد کاربر
شب میلاد جسمم


تو به کدامین فراموشی گرفتار شده ای؟؟؟؟؟
من ترانه های دلتنگی ام را مدتهاست به دست چشمانت داده ام
چرا نمیشناسی واژ های خیس شعر مرا؟
براستی این خاصیت فاصله است.
اکنون در شب میلاد جسمم،روحم را دوباره بارور میسازم از تو.
کسی چه میداند؟
شاید دوباره عاشقم شوی...

tina22
  ارسال شده در: يکشنبه 20 اسفند 1391, 12:56 pm  
نماد کاربر
هر شب
در سکوت سایه ها
در برابر چشمک ستارگان
هم چون شهاب
از ذهن من عبور می کنی
هر روز
با تنفس صبح
ناشتا تو را سر می کشم از نو

tina22
  ارسال شده در: يکشنبه 20 اسفند 1391, 12:53 pm  
نماد کاربر
نوشته هامو تقدیم میکنم به تمام اونایی که با عشق زنده اند....


من اعتراف می کنم
پایان هربیت که تو را تمام کرده ام
آنجا هزار قافیه تو را سروده ام
آنجا من از نبرد با فراموشی ات
شکست خورده ام
من اعتراف می کنم
هر فصل را که به نام تو آغاز کرده ام
با شبنم وجود تو پایان رسیده است
من اعتراف می کنم
از ریشه ی تو جان گرفته است ساقه های خشک من
من اعتراف می کنم
تعبیر خواب های مرا تو شیرین کرده ای
با مهربانی چشمان مطهرت

tina22
  ارسال شده در: يکشنبه 20 اسفند 1391, 12:52 pm  
نماد کاربر
غزل دلتنگی
هر چند که دلتنگ تر از تنگ بلورم
با کوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم
اندوه من انبوه تر از دامن الوند
بشکوه تر از کوه دماوند غرورم
یک عمر پریشانی دل بسته به مویی است
تنها سر مویی ز سر موی تو دورم
ای عشق به شوق تو گذر می کنم از خویش
تو قاف قرار من و من عین عبورم
بگذار به بالای بلند تو ببالم
کز تیره ی نیلوفرم و تشنه ی نورم

tina22
  ارسال شده در: يکشنبه 20 اسفند 1391, 12:51 pm  
نماد کاربر
كودك
با گربه‌هایش در حیاط خانه بازی می‌كند
مادر، كنار چرخ خیاطی
آرام رفته در نخ سوزن
عطر بخار چای تازه
در خانه می‌پیچد
صدای در!
ـ «شاید پدر!»

 

پیام نمای کاربری

21 پیامک  •  صفحه 1 از 21, 2


انتقال به:  
News News Site map Site map SitemapIndex SitemapIndex RSS Feed RSS Feed Channel list Channel list
MilajerdSoftwareGroup Powered by: M.S.G | base on: phpbb 3.0.12 | Persian translator: Maghsad
phpBB SEO